سیر و سفر
چنین انــدر احـــوال این روزگــار
پیامم میدادزندگی چویک آموزگار
سیر و سفر باید نمود رسم قدیـم
تا نگردی غمگین وپشیمان وندیم
اگر خواهی شناسی رفیق ازنارفیق
مرکب گزیـن شو با دوستان شفیق
کاری کن مهربان باشی و صبـــور
نشوی زهرگفتگویی ملول ورنجور
هفته باید بود و روزهای بیـــشمار
تاببینی دلگیری بدتر بود زنیش ما
ناسازگاران جامـــه از تــن بر کنند
سوی دیـــاران عزم بازگشت کنند
مهربانــی ها را به پشیزی بفروشــند
خرمنی را به خوشه ای عوض نمودند
فاروقا سفره سرای مهربانی بگشا
لبـت را ز هرزه گویی ها در کــشــا
سخنهای بیهوده ناگشتــه برگشــت
از ناملايميهای قليل بنما سرگذشـت
۲۲ بهمن ۸۶ پادگان خاتمی یزد
۱۳۸۷ فروردین ۳, شنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر